نشسته‌ایم یخ‌زده دور میز گِرد غبار گرفته‌ای

من از پشت پوست‌ام معلوم‌ام، تو از شکاف جای دکمه‌ات

و دکمه‌ات

دکمه‌ات هنوز

جایی کنار پایه‌ی صندلی، می‌چرخد دیوانه